بغض‌‌های رمان‌نویس سرشناس در دادگاه خانواده

رمان‌نویس سرشناس بغض داشت و از عشق و محبت به همسر و خانواده‌اش می‌گفت و نمی‌خواست حکم طلاق صادر شود.

این در حالی بود که همسر این نویسنده ادعا می‌کرد این مرد خشن است و بارها وی را کتک می‌زد. چندی پیش زن 55 ساله‌ای نزد قاضی فراهانی از شعبه 265 دادگاه خانواده تهران رفت و اصرار کرد تا از همسرش طلاق بگیرد.

این زن به قاضی گفت: سال 61 از طریق دوستم، با همسرم بهداد که رمان‌نویس سرشناسی است، آشنا شدم. پس از مدت کوتاهی وی به من پیشنهاد ازدواج داد. به خاطر همین موضوع را با خانواده‌ام در میان گذاشتم و پس از موافقت آنها وقتی دیدم که بهداد مرد مهربان و خانواده‌دوستی است، پس از پرس‌و‌جو به وی جواب مثبت دادم.

بدین ترتیب بهداد به همراه خانواده‌اش به خواستگاری‌ام آمد و با مهریه 60 سکه طلا با هم ازدواج کردیم. شوهرم ابتدا همه تلاش خود را برای یک زندگی آرام و بدون دغدغه به کار گرفت. همیشه زندگی شیرین ما زبانزد خاص و عام بود و آشنایان و بستگان نسبت به زندگی‌مان حسادت می‌کردند و حالا یک دختر و پسر دم‌بخت داریم. اما با گذشت 29 سال زندگی، اخلاق و رفتار شوهرم تغییر کرد و دیگر خبری از مهربانی و مسئولیت‌پذیری‌اش نیست. بهداد تبدیل به یک مرد پرخاشگر شده بود. کار به جایی کشید که وی حتی یک روز آنقدر کتکم زد که دست راستم شکست. اما به خاطر حفظ آبرو سکوت کردم و وقتی آشنایان از من می‌پرسیدند که چرا دستت شکسته، به دروغ می‌گفتم هنگام پائین آمدن از پله‌ها به زمین افتادم و دستم شکست!

حالا از دست پرخاشگری‌های شوهرم به ستوه آمده و تصمیم به جدایی گرفته‌ام، چرا که ادامه زندگی برایم غیر‌ممکن شده است.

با این ادعاها، مرد رمان‌نویس به دادگاه خانواده خوانده شد و وقتی پیش‌روی قاضی ایستاد، گفت: همسرم دروغ می‌گوید و حرف‌هایش را نمی‌پذیرم. من در طول 29 سال زندگی که با وی داشتم، نازکتر از گل به وی نگفته‌ام. چطور ممکن است من که یک نویسنده هستم و باید روح لطیفی داشته باشم با پرخاشگری به همسرم حمله‌ور شده و وی را کتک بزنم.

شکسته شدن دست همسرم یک حادثه بود، آنقدر مهربان بودم که خانه‌ام را به نام وی زده‌ام و در مدت زندگی مشترکی که با وی داشته‌ام، حتی همه حقوقم را نیز به حسابش واریز می‌کردم و پول توجیبی‌ام را از وی می‌گرفتم، چرا که بشدت عاشق همسرم بوده و خانواده‌ام را دوست دارم، اما از روزی که مادرم بیمار شده و من می‌خواستم برای عیادتش به شهرمان بروم، همسرم بنای ناسازگاری گذاشت و خانه را ترک کرد.اکنون یک سال از مرگ مادرم می‌گذرد و همسرم در خانه پدری‌اش است و در این مدت چندین نفر واسطه سراغش فرستادم، اما حاضر نیست به خانه‌ام برگردد.

این در حالی است که من همه دار و ندارم را به نام وی زده‌ام، دوستش دارم و هرگز حاضر به طلاق نیستم. با ادعاهای مرد رمان‌نویس، قاضی پرونده از وی نیز خواست تا مشکلات و اختلافات را کنار گذاشته و با مهربانی در کنار هم باشند.رمان‌نویس سرشناس پذیرفت که سراغ همسرش برود تا آشیانه‌اش را با وی و دختر و پسرش که دندانپزشک و مهندس هستند، گرم نگه‌دارد./شبکه ایران

 



رپورتاژ
رفع جای جوش صورت با سابسیژن
میز و صندلی تالاری
لیپوماتیک
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
چگونه راننده دینگ شویم؟
طرز تهیه روغن خراطین
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
انجام پایان نامه مدیریت
فروشگاه اسباب بازی بازیجو
نمایندگی برندها در ایران
نحوه کاشت ابرو و مزایای آن
سامانه جامع مشاغل شهرری
برگزاری دوره های آموزشی حرفه ای توسط رایتک
تومور اربیت ، علائم ، درمان و جراحی آن ها
اتوبار و باربری تهران برای اسباب کشی
استعلام قیمت لحظه ای کالاهای دیجیتال
فال حافظ

لینک های مفید
افزایش فالوور اینستاگرام | آموزش مجازی | جوش فلزات | تجهیزات تالار | کاغذ دیواری | کاغذ دیواری | فلزیاب |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.